الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
93
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
استوارمىكند . البتّه مشاهدهء ارتباط تمام اين دستگاههاى بزرگ و همكارى و تناسب آنها با يكديگر كار آسانى نيست و شايد براى احدى غير از آنان كه « مؤيّد من عنداللَّه » هستند ، ميسّر نشده باشد . لذا « برگسون » مىگويد : ما تا امروز نشناختهايم كه چگونه به حقايق اشياء نگاه كنيم . « 1 » اين كلام محقّقانهاى است زيرا يك نفر دانشمند كه مثلًا روى مغز ، يا چشم و يا گوش مطالعاتى دارد وقتى نظرش به همان چشم يا مغز يا گوش يا پوست جلب شده باشد ، وضع آن را در حال انفرادى مطالعه مىكند و اگر در اوضاع ساير اعضا فرضاً تا حدودى مطالعه كند ، مطالعاتش كامل نيست و نيز اشياءِ ديگر از عالم خارج را كه اين اعضا با آنها ارتباط دارند ، در نظر نمىگيرد و دور تر از آن ، اشيائى را كه با اين اشياء مربوطند ، نمىبيند . با اين همه هرچه مىبيند ، نشانهء قصد و عنايت است . مطالعهء كامل تأثيرات خورشيد از نظر پديدههاى زيستى ، شيميايى ، ژئوفيزيك ، آب و هوا و ساير آثار جوّى هر يك موضوع كتابى جداگانه است . اعضا و جوارح ما همه تحت تأثير نور و حرارت خورشيد قرار دارند . مثلًا چشمى كه در سر انسان و حيوان است با نور آفتاب كه از نود ميليون كيلومتر راه فاصله به ما مىتابد مرتبط است و چشم ، بدون نور نمىتواند ببيند و كارخانهء عظيم و محيّرالعقول چشم ، با آن همه عجايب و دقايق ، بىفايده و بىثمر مىشود . نور براى چشم مثل قلب براى جسد ، و روح براى انسان است . ولى آيا نور ، چشم را آفريده است كه از آن بهرهمند شود ، يا چشم ، نور را ايجاد كرده و به نياز خودش به نور متوجّه
--> ( 1 ) . قصّةالايمان ، ص 571 .